تبليغاتX
♡▓cardinal▓♡
☆♥☆در عشق و در جنگ هر کاری مجاز است.☆♥☆▓☆♥☆▓☆





سلام رفقا دخیمون باز حاملست!

تازه! کاندید زیباترین گربه ی موکوتاه ایرانم شده خانوم!

دعا کنین برنده شه!!!!!!



+   تاریخ  یکشنبه 25 دی1390  ساعت  11:4 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 

 

 

 

 

 


اینم میز شب یلدای ما! خود خودم چیدم::) هندونم خریدم ولی ترشیده بود:( 

شب یلدا همیشه جاودانی است

 زمستان را بهارزندگانی است

شب یلدا شب فر و کیان است

نشان ازسنت ایرانیان است

شب یلدا شب بزم و سرور است

 شبی طولانی و غمها بدور است

شباهنگام تا وقت سحرگاه

 بساط خنده و شادی چه جوراست


 امسال چه زیباست شب یلدای من طولانی ترین شبی که به تو فکر مکینم و از یادآوری نگاه پر مهرت شب سیاهم لبریز از نور عشق میشود.

+   تاریخ  چهارشنبه 30 آذر1390  ساعت  8:38 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 

سلام.عزیز دلمونو دزدیده بودنو من خیلی غم دار شده بودمو رفتم دوباره رو دیوارم این نقاشیو برای ساشای عزیزمون کشیدم.که بالاخره همسایه ی ماهمون ساشای عزیزمونو پیدا کرد.دم همسایه های گل و خدای مهربونمون گرم! 

آي آدمها

 آي آدمها كه بر ساحل نشسته شاد و خندانيد
 يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
 يك نفر دارد كه دست و پاي دايم مي زند
 روي اين درياي تند و تيره و سنگين كه مي دانيد
 آن زمان كه مست هستيد از خيال دست يابيدن به
 دشمن
 آن زمان كه پيش خود بيهوده پنداريد
 كه گرفتستيد دست ناتواني را
 تا توانايي بهتر را پديد آريد
 آن زمان كه تنگ مي بنديد
 بر كمرهاتان كمربند
 در چه هنگامي بگويم من ؟
 يك نفر در آب دارد مي كند بيهوده جان قربان !
 اي آدمها كه بر ساحل بساط دلگشا داريد !
 نان به سفره ، جامه تان بر تن
 يك نفر در آب مي خواند شما را .
 موج سنگين را به دست خسته مي كوبد
 بازمي دارد دهان با چشم از وحشت دريده
 سايه هاتان را ز راه دور ديده
 سايه هاتان را ز راه دور ديده
 آب را بلعيده در گود كبود و هر زمان بي تابيش افزون
 مي كند زين ابها بيرون
 گاه سر ، گه پا .
 آي آدمها !
 او ز راه دور اين كهنه جهان را باز مي پايد
 مي زند فرياد و اميد كمك دارد 
 اي آدمها كه روي ساحلِ آرام در كار تماشاييد 
 موج مي كوبد به روي ساحل خاموش
 پخش مي گردد چنان مستي به جاي افتاده ، بس
 مدهوش
 مي رود نعره زنان ، وين بانگ باز از دور مي آيد :
  - “  آي آدمها ”  ….

 

+   تاریخ  شنبه 21 آبان1390  ساعت  10:58 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 
 

سلام سلام!این یه خاطرست ! محرمانستا! مامانینام چیزی نمیدونن ! نامردین لوم بدین!

وااای جاتون خالی!یه روز تو خونه نشسته بودم.حوصلم سر رفته بود گفتم چی کار کنم چی کار نکنم!گفتم برم رو دیوار اتاقم نقاشی بکشم!هر چی گشتم دیواری جایی پیدا نکردم که خالی از نقاشیهام باشه! خلاصه زد به سرم و بدو بدو رفتم چند تا قوطی رنگ خریدمو بدو بدو رفتم یه نا کجا آبادی یه دیوار خالی پیدا کردمو وایسادم نقاشی کشیدم!

همین طور که دلم به خودم بود موتور پلیس اومدو گفت آی خانم.میشه مجوزتونو ببینم!؟منم خودمو زدم به ناراحتی و غم و اندوهو دلهره که وای آقای پلیس من نمیدونستم جرمه!میخواین رنگ سفید روش بزنم؟ آقا پلیس مهربونم گفت نه جرم نیست فقط رو دیواری که شهرداری صاف کرده نقاش بیاره نقاشی نکش برو توو این کوچه پس کوچه ها یه دیوار پیدا کن شما که انقد قشنگ نقاشی میکشی و رفت!

آقا ما رو میگی از خوشحالی بال در آوردیم!

نقاشیم تموم شد و داشتم رنگامو جمع میکردم که یهو یه حاجی کت شلواری که داشت ماشینشو میزد بیرون گفت خانم شما مجوز داری.منو میگی گفتم بله من از پلیس اجازه گرفتم  .گفت پلیسو کاری ندارم منظورم شهرداریه چون من یکی از مسئولین شهرداری منطقه۲ ام.گفتم خب نه اجازه نگرفتم.گفت ما داریم یه  کلبه ایو طراحی میکنیم چند تا از دانشجوهای گرافیک دارن روش کار میکنن شما شمارتو بده من بهاتون تماس میگیرم که شمام عضو این گروه شید چون واقعا استعداد دارین.منم گفتم خب من کنکور دارم شرمنده .وقت مقت واسه این جینگولک بازیا ندارمو سیدم رفت

 خلاصش که کلی حال داد و کلی پیش خودم خندیدمو  حال کردم!

نمیگم ام کیه که تو خماریش بمونین!

  تو را من چشم در راهم
 

تو را من چشم در راهم شباهنگام
 كه مي گيرند در شاخ  تلاجن * سايه ها رنگ سياهي
 وزان دلخستگانت راست اندهي فراهم
 تو را من چشم در راهم .

 شباهنگام ، در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران
 خفتگانند

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام
 گرم يادآوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم
 تو را من چشم در راهم
 

راستی جاتون خالی !دیروز پریروزا  گربه ها رو بردم آبتنی!نیگا ببینین پسرمون چه خوشگلو دستو پا بلوریه!

 

 

 

+   تاریخ  یکشنبه 3 مهر1390  ساعت  10:37 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 
 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.
 

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:
 

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

 

 
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

فریدون مشیری

 

+   تاریخ  چهارشنبه 30 شهریور1390  ساعت  8:25 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 
سلام !

روز دوشنبه، مورخه‌ی ۱۰ مرداد ۱۳۹۰، این‌طرف عراق رمضون بود، اون‌طرف افغانستان رمضون، این‌وسط ایران شعبون.
توی تلویزیون دارن ۲ ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت می‌کنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل رو میده!
مجری 20:30 راس هشت و نیم اومده میگه: با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد بقیه اخبار رو بعد از اذان مغرب به سمع و نظر شما میرسونیم!
کارتون ساختن با موضوع جن و پری و فشار قبر و زندگی پس ازمرگ! بعد پشت بسته اش نوشتن "مناسب برای گروه سنی 3 تا 7 سال "من گنده دیدمش یه هفته بغل مامانم خوابم نبرد!!
تو اتوبوس کتاب گذاشتن مجری از طرف می‌پرسه نظرتون راجع به این کار چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم!
رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن!
امشب به خانمم میگم از پای سیستم پاشو میخام ایمیلامو چک کنم . میگه صداتو بیار پایین دیگه از روح الله داداشی که گنده تر نیستی !!!!
خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه!
قیمت نون سنگك با ویندوز سون یكیه،
رفتم نمایندگی سایپا به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا .میده، چه كار كنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد كن

+   تاریخ  چهارشنبه 2 شهریور1390  ساعت  2:58 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 
 

 

سلام به دوستای گلم که اصرار داشتن عکس هپلی هپولامونو براشون بذارم ببینن چه شکلین این فینگولای ساشا!

ایناهاش !یکیشون ایناهاش!بقیشونم همین شکلین دیگه!

الا آبجی کوچیکه و اونیکی که کپیه باباهه شد.

 

+   تاریخ  جمعه 21 مرداد1390  ساعت  8:37 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 
جینگول ما رو ببینییییین!

اینم گلچینی از خوابیدنای عشقمونه!حالشو ببرین!ولی چشمش نزنینا!

 

 

 

 

 

+   تاریخ  پنجشنبه 13 مرداد1390  ساعت  0:39 قبل از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 

سلام میدونین من عاشق سگهای پامرانیانم!

اگه یکی به عنوان کادوی تولدی چیزی بهم یه پامرانیان بده حتما سکته میکنم!حتما از این بابت مطمئنم من عــــــــــــــــــــــــــاشق پامرانیانم!

 

بعد از پامرانیان فقط ژرمن شفرد.فقط!

بعد از ژرمن دالماسی!!!!!! واااای خدا جون !محاله من از این سه تا نژاد  یه روزی نگه داری نکنم!

 

 همون طوری که بالاخره یه گربه ی سیامی خریدیم!

+   تاریخ  چهارشنبه 5 مرداد1390  ساعت  5:14 قبل از ظهر نویسنده X♥Negar♡X 

 

We are all miracles

 

U know why?

 

Because as humans

 

Every day we go about our business

 

And all that time

 

We know, we all know

 

That the things we love

 

The people we love

 

At any time it can all be taken away

 

We live knowing that

 

And we keep going any way

----------------------------------------------------------- 

همه معجزه ایم

 

می دونی چرا؟

 

چون به عنوان انسان

 

هر روز می ریم دنبال کارامون

 

و همه ی اون زمان

 

ما می دونیم.همه می دونیم

 

که چیزایی که دوست داریم

 

آدمایی که دوست داریم

 

تو هر زمان . همشون ممکنه دیگه نباشن

 

ما با دونستن این زندگی می کنیم

 

وبه هر حال ادامه می دیم

+   تاریخ  شنبه 1 مرداد1390  ساعت  11:19 بعد از ظهر نویسنده X♥Negar♡X